مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
270
ميراث حديث شيعه
سعادت اين ثواب « 1 » را غنيمت شمرد . در خبر است كه حضرت فرمود كه : « هيچ صدقه از صدقهء زبان فاضلتر نيست » . گفتند : چگونه يا رسول اللَّه ؟ فرمود كه : « آن شفاعت است كه خونها بدان محفوظ ماند ومنفعت به ديگرى رساند وبدى از ديگرى بازدارد » . « 2 » پانزدهم آن كه « 3 » جانب مساكين وضعفا را بر جانب اقويا واغنيا از أهل دنيا راجح دارد وبيشتر ، صحبت با فقراى « 4 » أهل اللَّه دارد وهر روز « 5 » يك بار آينهء دل را به مواعظ « 6 » ونصايح صلحا جلا دهد ؛ چه مباشرت أمور دنيا ومجالست اغنيا دل را تاريك مىگرداند ودر اين ، خطر هلاكت ابدى است . نقل است كه چون « 7 » سليمان عليه السلام از تخت برخاستى به مسجد رفتى و « 8 » نظر كردى ؛ هرجا مسكينى نشسته يا فتى ، پيش أو رفتى ونشستى وگفتى : « 9 » مسكينى با مسكينى نشيند . واز اين جاست كه حضرت فرمود كه : هر كه خواهد كه با خداوند تعالى نشيند با فقرا ومساكين نشيند . « 10 » فرمود كه : اى أهل امّت ! با مردگان « 11 » منشينيد . گفتند : يا رسول اللَّه ! مردگان « 12 » كيستند ؟ فرمود كه : توانگران . شانزدهم آن كه از أحوال أهل « 13 » فاقه غافل نباشد ودر سدّ فاقهء « 14 » ضعيفان وفروماندگان ، تقصير روا ندارد وأهل سؤال را هرگز محروم نسازد . در خبر است كه بنده را در قيامت حاضر سازند وحضرت جبارى ، خطاب « 15 » كند كه : « اى بندهء من ! در دنيا از تو نانى وجامهاى « 16 » خواستم ، مرا طعام وجامه ندادى ! » گويد : الهى ! اين چگونه است ؟ گويد : « فلان كس در همسايگى تو گرسنه بود « 17 » وفلان كس برهنه « 18 » و
--> ( 1 ) . ف : ثواب اين سعادت . ( 2 ) . ف : - باز دارد . ( 3 ) . م : - آن كه . ( 4 ) . ف : فقرا و . ( 5 ) . م : وهر كه روزى . ( 6 ) . ف : مواضع . ( 7 ) . ف : + / حضرت . ( 8 ) . ف : - و . ( 9 ) . ف : - وگفتى . ( 10 ) . ف : - از اينجاست . . . نشيند . ( 11 ) . ف : مرگان . ( 12 ) . ف : مرگان . ( 13 ) . ف : - أهل . ( 14 ) . ف : + / و . ( 15 ) . ف : - خطاب . ( 16 ) . م ، ف : جامه . متن ، تصحيح قياسي است . ( 17 ) . ف : است . ( 18 ) . ف : + / است .